افرین...دقیقا درست گفتی نمی دونم.گاهی شبا چشمه ی حرف زدن و هزیون گفتنم فوران میکنه.اما امشب از اون شبا نیس. امشب بیشتر دلیل نوشتنم تنهاییه. پ.ن:دیروز با بی رحمی تمام خودمو انداخته بودم رو پاهای بچه ای که داشت پرستار ازش خون میگرفت.طوری دست و پا میزد که مادر و مادربزرگش به تنهایی نمی تونستن نگهش دارن.با تمام وجود داد میزد و من یک ان به طرز احمقانه ای خواستم جای اون باشم.درد سوزن می ارزید به داد زدن از ته دل.طوری داد بزنی که دلت می خواد.اونقدری که نترسی از چیزی. پ.ن:شب هام کوتاه شده و روزهام کوتاه تر. پ.ن:هیچی. این است قانون زیر پا ماندن! (شریعتی) راستی سلام اره! پ.ن:از زمین و زمان داره اتیش میباره.قربون چهار فصلت برم که تو زمستون عین بید لرزیدیم و تو تابستون عین لبو پختیم. پ.ن:بخدا هوا خیلی گرمه! پ.ن:واسه یه دختر اعتراف به زیبایی یکی از همجنساش از رفتن به زیر گیوتین سخت تره! پ.ن:چند روز مانده تا رهایی پ.ن:خیلی گرمه! پ.ن:خودمونیما..هیچکدومتون پست قبلیم رو درک نکردین! پ.ن:خیلی خیلی گرمه بخدا پ.ن:ترکیدیم از درس خواندن.باشد که رستگار شویم. پ.ن:کاشکی یه خورده پررو بودم.کم رویی بزرگترین نقص منه. پ.ن:بعضیا وقتی از دستت دادن تازه می فهمن کی رو از دست دادن!تو این بین کسیا اصلا اینم نمی فهمن! پ.ن:گرم است و دیگر هیچ. من میگم میشه صفر... یعنی وقتی تو سرویس به دوستات میگی شب ۳ ساعت(!)خوابیدم چنان از ته دل میگن خوش بحالت که دلت هم واسه خودت و هم واسه اونا کباب میشه! موقع امتحانا شب با روز هیچ فرقی نمیکنه جز اس ام اس های پی در پی که خاک تو سرم الی کجایی؟چند فصلت مونده؟من عمرا تموم کنم!و انواع فحش های در رده های سنی مختلف به استاد و درس و دانشگاه و .. خدایا توان عطا کن. پیشرفت کار تا جایی بوده که اس میزنم به استاد دارای چند تا فوق تخصص و چندین و چند ریاست جاهای بزرگ بزرگ و رئیس بیمارستان که استاد چند شدم تو امتحانت؟!! اونم در کمال تعجب جواب داد!!! به بچه ها که گفتم کف کردن!!!!!!!! پ.ن:ابجی فدات بشه اخه نه اسم خودتو گذاشتی نه ادرسی.بیا دوباره بگو کی هستی تا ابجیت خوشحال بشه و بدونه که چیکار باید بکنه!! پ.م:بعد امتحانات تا شروع ترم جدید نیستم!خواستم بگم تا یهو دلنگرون نشی! لااقل تو اونجا ادما رو می بینی و می تونی با هر سنگ محکی که خواستی محکشون بزنی. اما اینجا فقط با یه اسم طرفی.که اگه صاحب اون اسم هم عین خودت صداقت داشت که عالیه.. وای به روزی که بخواد باهات بازی کنه. اونوقت پست ترین ادم روی زمین میشه. پ.ن:عشق سرمایه گذاریه تخیل است روی چهره ای خاص پ.ن:می دونم کم پیدام.تو که منو می بخشی نه؟ پ.ن:واسه یه مدتم که شده می خوام ببرم از خیلیا باز گیر داده که او قیچی باشد و من کاغذ. طبق معمول هم که خب..کاغذ باید خرت خرت پاره شود. عشق می کند این وقت ها.. ببینم ولی.. ولی مگر یک ادم چقدر می تواند کاغذ باشد؟
| Design By : Night Melody |


