تبليغاتX
حرف های دل من باشد برای نگفتن..

حرف های دل من باشد برای نگفتن..

چقدر دوست دارم وقتی انتقادی هم بشه منتقد جرات اینو داشته باشه که با اسم واقعی خودش بنویسه نه چز دیگه ای.

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 20:41 توسط الناز| |

کسی می دونه شهر هرت کجاست؟

افرین...دقیقا درست گفتی

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 18:11 توسط الناز| |

قبل اینکه بیای واسه نوشتن صد تا حرف داری اما تا این صفحه باز میشه..

نمی دونم.گاهی شبا چشمه ی حرف زدن و هزیون گفتنم فوران میکنه.اما امشب از اون شبا نیس.

امشب بیشتر دلیل نوشتنم تنهاییه.

پ.ن:دیروز با بی رحمی تمام خودمو انداخته بودم رو پاهای بچه ای که داشت پرستار ازش خون میگرفت.طوری دست و پا میزد که مادر و مادربزرگش به تنهایی نمی تونستن نگهش دارن.با تمام وجود داد میزد و من یک ان به طرز احمقانه ای خواستم جای اون باشم.درد سوزن می ارزید به داد زدن از ته دل.طوری داد بزنی که دلت می خواد.اونقدری که نترسی از چیزی.

پ.ن:شب هام کوتاه شده و روزهام کوتاه تر.

پ.ن:هیچی.

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:27 توسط الناز| |

اگر تمامی ابرهای اسمان هم ببارند باز هم گلهای قالی نخواهند شکفت

این است قانون زیر پا ماندن!

(شریعتی)

راستی سلام

نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 20:41 توسط الناز| |

امروز به این نتیجه رسیدم که من مرد ببخشید زن روزای سختم!

اره!

نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 21:4 توسط الناز| |

خدایا صبر عطا کن.چیز زیادی از توانم باقی نمونده.

پ.ن:از زمین و زمان داره اتیش میباره.قربون چهار فصلت برم که تو زمستون عین بید لرزیدیم و تو تابستون عین لبو پختیم.

پ.ن:بخدا هوا خیلی گرمه!

پ.ن:واسه یه دختر اعتراف به زیبایی یکی از همجنساش از رفتن به زیر گیوتین  سخت تره!

پ.ن:چند روز مانده تا رهایی

پ.ن:خیلی گرمه!

پ.ن:خودمونیما..هیچکدومتون پست قبلیم رو درک نکردین!

پ.ن:خیلی خیلی گرمه بخدا

پ.ن:ترکیدیم از درس خواندن.باشد که رستگار شویم.

پ.ن:کاشکی یه خورده پررو بودم.کم رویی بزرگترین نقص منه.

پ.ن:بعضیا وقتی از دستت دادن تازه می فهمن کی رو از دست دادن!تو این بین کسیا اصلا اینم نمی فهمن!

پ.ن:گرم است و دیگر هیچ.

نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 20:31 توسط الناز| |

كي ميگه ۲ منهای ۱ ميشه ۱؟

من میگم میشه صفر...

 

نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 0:36 توسط الناز| |

تو روزای امتحان خوابیدن حکم گناه کبیره رو داره.

یعنی وقتی تو سرویس به دوستات میگی شب ۳ ساعت(!)خوابیدم چنان از ته دل میگن خوش بحالت که دلت هم واسه خودت و هم واسه اونا کباب میشه!

موقع امتحانا شب با روز هیچ فرقی نمیکنه جز اس ام اس های پی در پی که خاک تو سرم الی کجایی؟چند فصلت مونده؟من عمرا تموم کنم!و انواع فحش های در رده های سنی مختلف به استاد و درس و دانشگاه و ..

خدایا توان عطا کن.

پیشرفت کار تا جایی بوده که اس میزنم به استاد دارای چند تا فوق تخصص و چندین و چند ریاست جاهای بزرگ بزرگ و رئیس بیمارستان که استاد چند شدم تو امتحانت؟!!

اونم در کمال تعجب جواب داد!!!

به بچه ها که گفتم کف کردن!!!!!!!!

پ.ن:ابجی فدات بشه اخه نه اسم خودتو گذاشتی نه ادرسی.بیا دوباره بگو کی هستی تا ابجیت خوشحال بشه و بدونه که چیکار باید بکنه!!

پ.م:بعد امتحانات تا شروع ترم جدید نیستم!خواستم بگم تا یهو دلنگرون نشی!

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 20:6 توسط الناز| |

به نظر من صداقت تو این دنیای مجازی خیلی بیشتر از دنیای واقعی لازمه.

لااقل تو اونجا ادما رو می بینی و می تونی با هر سنگ محکی که خواستی محکشون بزنی.

اما اینجا فقط با یه اسم طرفی.که اگه صاحب اون اسم هم عین خودت صداقت داشت که عالیه..

وای به روزی که بخواد باهات بازی کنه.

اونوقت پست ترین ادم روی زمین میشه.

پ.ن:عشق سرمایه گذاریه تخیل است روی چهره ای خاص

پ.ن:می دونم کم پیدام.تو که منو می بخشی نه؟

پ.ن:واسه یه مدتم که شده می خوام ببرم از خیلیا

نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 18:0 توسط الناز| |

مرا می نشاند کنار حوصله اش سنگ کاغذ قیچی بازی کنیم..

باز گیر داده که او قیچی باشد و من کاغذ.

طبق معمول هم که خب..کاغذ باید خرت خرت پاره شود.

عشق می کند این وقت ها..

ببینم ولی..

ولی مگر یک ادم چقدر می تواند کاغذ باشد؟

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 19:4 توسط الناز| |

Design By : Night Melody